تبليغاتX

----->اینم ایدی من telesme_shab17---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ******* ---------------->...

JavaScript Codes

> onLoad and onUnload Example


http://pesarebarani2.blogfa.com
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
Function Count() If Bar < 100 Then Bar = Bar + 1 Window.Status = " Load : " & Bar & "%" & " " & String(Bar, Line) setTimeout "Count()", SP Else Window.Status = "" Document.Body.Style.Display = "" End If End Function Call Count() --> < پسر بارانی

یاهویه 4کاره

این برنامه ابزار یاهو  Yahoo ! Tools Version 1.0 هست .این برنامه۴ کاره  کارش چیه ؟؟؟

الف – چک کردن آنلاین بودن یا نبودن یک آیدی یا ایمیل

ب – چک کردن وجود یا عدم وجود یک آیدی یا ایمیل

پ – تعویض پسورد آیدی یا ایمیل  بدون مراجعه به سایت و با سرعت وامنیت بالا

ت – حذف یک آیدی یا ایمیل برای همیشه بدون مراجعه به سایت و با سرعت وامنیت بالا

این برنامه هم به درد یاهو بازهای عزیز می خوره

 

 این برنامه رو از اینجا  دانلود نمایید.

حجم برنامه 239KBمی باشد


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در شنبه 1387/03/04 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت


عاشق

برای کپی کردن اول با کلیک چپ همه حرو ف را تا اخر بکشید تا ابی رنگ شود بعداز صفحه کلیدctrlراباکلیدxهمزمان نگهدارید وبعد از صفحه کلید ctrlراباکلیدvهمزمان نگهدارید تا عملیات pasteانجام شود

ادرس لوگی وبلاگ پسر بارانی

سلام دوستان

ا

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

چقدر خواب ببینم که بعد ان همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شد ه ای

چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟

تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم

خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من این است

که اتفاق بیفتد حلال من شده ای

که اتفاق بیفتد کنارتان هستم

برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض وتبسم میان وحشت و عشق

تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست

عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای

میخواستی از تنهایی دورم کنی اما منو تنها گذاشتی رفتی

 پس اون همه وعده که دادی چی شد رفتی و وعدتو وفا نکردی

 گفتی خدا تورو به من رسونده رفتیو شرم از خدا نکردی....

برو ولی هر جا باشی هر جای این دنیا باشی

یه روزی پیدات میکنم نگاه تو چشمات میکنم

راز تورو پیش همه میگم و رسوات میکنم

با اون همه قولو قرارو پیمون که با من غم زده داشتی رفتی

میخواستی از تنهایی دورم کنی اما منو تنها گذاشتی رفتی....

برو ولی یادت باشه که با من از روز اول تو وفا نداشتی

 گفتی خدا گواه دوستت دارم تو گفتی اما به خدا نداشتی

اون روزا یادت نمیاد که گفتی اگر بری غم واسه من میمونه

یادت میاد گفته بودی به جز تو  راز تورو فقط خدا میدونه ....

 

     مرتضی
        

 می خواهم تو را در خواب ببینم            

                                 
بیشتر می خوابم تا
تو را

 

           بیشتر در خواب ببینم...           


  اگر بدانم مردگان
نیز خواب می بینند

 

                                                       

     .......می میرم.......


                                                    

   تا تو را همیشه در خواب ببینم 

 

  برای تو می نویسم برای نگاه زیبایت      

 برای شیرینی عشقی که در دلم هر لحظه بیشتر شعله می کشد

 

قلبم را از دورنگی های روزگار پاک نمودم تا عشق تو را در قلبم جاودانه کنم

 

شور زندگی و امید را با بودنت حس میکنم حس زیبای تو را داشتن بی هیچ

 ترسی از دوری بی هیچ ترسی از انتظار تلخ عشق 

 

 

      برای تو می نویسم    

 

  تویی که قلبم را بی هیچ بهانه از آن خود نمودی

                         برای تویی که دوستت دارم                        

 

                    

 

 

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود

در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود

ميشود حتي براي ديدن پروانه ها

شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود

دست در دست پرنده بال در بال نسيم

ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود

كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود

هرچه بود احساس بود

 

 

 

 

فقط می گويم بگذار دوستت داشته باشم.......

به تو نمي گويم عاشق باش و دوست داشته باش

به تو نمي گويم عشق را صميمانه بپذير و در آغوش بکش

به تو نمي گويم هر گاه به جاده زندگي رسيدي

راه پر سوز و گداز عشق را انتخاب کن ...

و به تو نمي گويم هرگاه غارتگر عشق ،

عشق را غارت کرد ، لبخند بزن

فقط به تو مي گويم در روياهايت دوستم داشته باش

و بگذار دوستت داشته باشم در واقعيت ها.......

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز گره خوردن دستهايمان را درهم حس مي كنم.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز مهتابي ترين شبهايم خاطرات با تو بودن است.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزالفباي زندگي ام راعشق تو در برگرفته است.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنــوز  زمزمه هاي عاشقانه ات درگوشم است.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزآسمان شبهايم ستاره باران نگاه توست.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز نمي توانم صبحم را بي يادت شب كنم.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزسكوت مرگبارم حكايت ازعشق تودارد.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزلبهایم به ازتوگفتن عادت كرده است.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزچشمانم انتظار آمدنت رامي كشد.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزعشقت دروجودم زنده است. 

بگو اخه جرمم چیه

که باید اینجور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم

دربه در غزل فروش منم که گیتار می زنم

با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم

 

                روزها رفت و سالها گذشت         

 

اما باز هم رویای داشتن تو به حقیقت نپیوست!!!

بهار و تابستان از پی هم گذشتند و پاییز زرد فرارسید ولی باز هم از تو خبری نیامد!

نکنه در نقطه ای دور یاد مرا به فراموشی سپرده باشی

و یا شاید کسی اسم مرا از کوله بار گذشته ات ربوده

شاید هم دفتر خاطراتت آنقدر خاک گرفته که قادر به خواندنش نیستی؟

هنوز ردپای رفتنت تا دور دست ها پیداست.

کاش بودی و می دیدی که چگونه چشم دوخته ام به راهت تا برگردی

آنروز که رفتی به احترام غرورم گریه نکردم

تا تو جاری شدن اشک هایم را نبینی

اما امروز این غرور را می شکنم تا شاید دوباره برگردی...

                                                                

                                                      

اگه تا لحظـه مرگم داشـتنت نباشه قـسمت  

 

                                بی تو با رویای تو عاشق می مونم تا قـیامت

 

اگه با هـق هـق تلخم دل آسمون بگـیره

 

                                    اگه این قـلب صبورم از غـم عـشقـت بمیره

 

اگه باز آتیش عـشقـت زندگـیمو بسوزونه

 

                                    از تو جز یه خاطره حتی اگه چیزی نمونه

 

من بازم عـاشقـت هـستم گر چه بی صدا شکستم

 

                                      با همه حسرت عـشقـت این تویی که می پرستم.

تو بازم نیومدی نگا به ساعت می کنم

دارم این روزا به بد قولیات عادت می کنم

ساعتم جلوست باز کمی منتظر می شم

ساعتم درسته اما باز رعایت می کنم

رسم روزگار چقدر با من و آرزوم بده

 

روزی صد بار به خدا ازش شکایت می کنم

 

شب میرم به ماه میگم تو هستی دیگه در نیاد

 

اسمون فکر میکنه بهش محبت میکنم

 

فال حافظ می گیرم می دم کتابو بازکنن

 

بعدش از جانب چشمای تو نیت می کنم

 

حافظ هم خسته شده از دست دیوونگییام

 

شایدم فکر می کنه دارم لجاجت می کنم

 

تو منو دوست نداری تقصیر این دل منه

 

که بازم تو ارزوهام با تو صحبت می کنم

 

یادته قرار گذاشتی با منو نیومدی

 

بعد بهم گفتی اخه من مگه فرصت می کنم

 

همه گفتن به خدا بگو تلافی بکنه

 

از تو انتقام بگیرم؟ مگه جرات می کنم

 

تو نگات چیه ببین توی دلت کسه دیگه ست ؟

 

می شینم با این سوال ساده خلوت می کنم

 

تو اگه دیوونه و عاشق هرکسی باشی

 

من واسه بار هزارم تورو دعوت می کنم

 

تو اگه همین روزا باز بی خبر رفتی سفر

 

دعامو روونه ی دیار غربت می کنم

 

نکنه خستگی سفر بمونه رو تنت

 

بشنوم خسته شدی بدجوری وحشت می کنم

 

کاش من اون زمینی بودم که زیر پای توا...

 

به زمینم دیگه من دارم حسادت می کنم

 

وعدمون یه شب تو پاییز زیر بارون شدید

 

یا میمیرم یا تورو دوباره میبینم

 

             برای دریافت انواع کد جاوا روی ادامه مطالب کلیک کنید


ادامه مطالب

 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در چهارشنبه 1387/02/04 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت


امام رضا

  ثبت وبلاگ جديد |  راهنما |  اخبار سايت |  فهرست وبلاگها |  تبليغات در بلاگفا |  درباره بلاگفا | 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

وقتی از همه چیز و همه کس نا امید می شی

وقتی که از خدا روی برگردوندی...

وقتی گناهایی رو انجام دادی که خدا از تو  یکی انتظار نداشته

وقتی از تمام کرده هات پشیمون میشی

وقتی هیچ راه برگشتی نداری و تو خیال خودت میگی :

امام رضا هم دیگه تو رو آهوی خودش نمی دونه

دیگه حتی روت نمی شه رو به درگاه خدا بایستی و با هاش حرف بزنی

روت نمی شه به امام رضا بگی که خیلی دلت هواشو کرده

با تمام گناهایی که انجام دادی

با همه اصراری که به کار خودت داشتی

در اوج نا امیدی............................

یه هو می بینی یه کسی مثل خدا وجود داره

یه هو میبینی یه کسی مثل امام رضا بازم می خواد تو رو ببینه

و شاید  با همه کارها یی که کردی هنوز تو رو آهو ی خودش می دونه و دوست داره تو ببینه ..........................

هنوز نور هست ....

هنوز نگاه مهربان خدا بر کوچه الهه هست

امیدوارم این نور باشد تا................

بر عشق تو بر عشق همهء کودکی هایم گریستم...تویی که برای من از من گریختی...بر عشق آن کودکی گریستم که ندانسته به عروسک هایش عشق میورزید...به سوگ مرگ او نشتم و گریستم...به یاد همهء خاطرات زیبایی که هیچ وقت به وقوع نپیوست...

به یاد مرگ همهء دوست داشتن هایم...به یاد مرگ عروسک کودکی هایم...به خاطر مرگ عشق...به خاطر مرگ خودم گریستم!!

ویرایش مطلب

حالا  که نیستی با خیالت زندگی میکنم...با نوازش هایی که هیچ وقت نکردی...

با لبخندی که هیچ وقت نزدی...و....که هیچ گاه.......  .

حالا که نیستی با خاطراتی که هیچ گاه نداشتم زندگی میکنم....

من می مانم و حسرت با تو بودن...من می مانم و رویای با تو زیستن...من میمانم و یک عمر چراهای نپرسیده..........

من میمانم و دو گونهء همیشه خیس و خاطراتی که در خیالم اتفاق افتاده....

حالا که من نیستم...تو می مانی و شوق رهایی از من ..با خاطراتی از گونه های سرخ من.....به زندگیمان ادامه میدهیم بدون داشتن خاطره ای شیرین از هم.

و زمانی فرا خواهد رسید که فراموش میکنی..

روزی همهء زندگی من بودی.....

.... .واسه عشقم

بارون ...

میاره برام یادِ تو

گرمی ِ خاطراتِ تو

بارون ...

وای از این گذر دُرون

...

  صبر كن عشق زمین گیر شود _ بعد برو

 

                     یا دل از دیدن تو سیر شود ــ بعد برو

 

   ای پرنده به كجا؟! قدر دگرصبر بكن

 

                      آسمان پای پرت پیر شود – بعد برو

 

   باش با دست خود آیینه را پاك بكن

 

                      نكند آیینه دلگیر شود – بعد برو

 

   یك نفر حسرت لبخند تو را می بارد

 

                      خنده كن عشق نمك گیر شود – بعد برو

 

   خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد

 

                      باش خواب تو تعبیر شود – بعد برو

 

 

خداحافظ...همین حالا / همین حالا که من تنهام

همین حالا به شرطی که / بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ! کمی غمگین / به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که / منو از چشم تو می دید

***

اگه گفتم خداحافظ / نه این که رفتنت ساده است

نه این که می شه باور کرد / دوباره آخر جادست

خداحافظ واسه این که / نبندی دل به رویا ها

بدونی بی تو و باتو / همینه رسم این دنیا

 

 

قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای کنار من

شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من

به زیر خاکم و هنوز نرفتی تو ز یاد من

غصه نخور

سیاه نپوش

گریه نکن

برای من

دیگه فقط آرزوممه بارون بباره روی تنم

روی سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم


 

نمي دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد شايد تا طلوع فردا  شايد تا آنسوي

شب مي دانم تا خواب شب پره ها راهي نيست مي دانم شب دوباره زنجره ها

خواهند خواند اما مي دانم که قلبم هميشه عاشق خواهد ماند مي دانم راهي براي

گريز نيست مي دانم قلبي که بخشيده شود بازگشتي دوباره برايش نيست اما  نمي

دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد پس هر شب تو را خواهم خواند شايد باد

صدايم را به گوش تو بسپارد نمي دانم ولي من هميشه به انتظار خواهم ماند شايد تا

ابد دوباره زمزمه هاي تو را بشنوم شايد تا ابد دوباره تو را ببينم شايد تا

ابد...............


 

خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت

خداحافظ طلوع من غروب من
خداحافظ تو ای محبوب خوب من

سلام تو طلوع پاک شبنم بود
غروب ظلمت تاریکی وغم بود

سلام تو شروع آشناییها
نوید مهربانی ها زمان همزبانی ها

دریغ از قطره های اشک سوزانم که از بیداد تو بر رخ چکیده
خزان زندگی آمد دل افسرده بعد از تو بهاری را ندیده


خداحافظ
خداحافظ



((برای دریافت انواع کد های جاوا اسکریت www.hamtaraneh.comپسر بارانیبرروی ادامه مطالب کلیک کنید))


ادامه مطالب

 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در چهارشنبه 1387/01/07 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


وقتی

خوش آمدی به وبلاگ 

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.