تبليغاتX

----->اینم ایدی من telesme_shab17---->-به کلبه من خوش اومدین...نظر یادتون نره.... !!! > ******* ---------------->...

JavaScript Codes

> onLoad and onUnload Example


http://pesarebarani2.blogfa.com
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
Function Count() If Bar < 100 Then Bar = Bar + 1 Window.Status = " Load : " & Bar & "%" & " " & String(Bar, Line) setTimeout "Count()", SP Else Window.Status = "" Document.Body.Style.Display = "" End If End Function Call Count() --> < پسر بارانی

یاهویه 4کاره

این برنامه ابزار یاهو  Yahoo ! Tools Version 1.0 هست .این برنامه۴ کاره  کارش چیه ؟؟؟

الف – چک کردن آنلاین بودن یا نبودن یک آیدی یا ایمیل

ب – چک کردن وجود یا عدم وجود یک آیدی یا ایمیل

پ – تعویض پسورد آیدی یا ایمیل  بدون مراجعه به سایت و با سرعت وامنیت بالا

ت – حذف یک آیدی یا ایمیل برای همیشه بدون مراجعه به سایت و با سرعت وامنیت بالا

این برنامه هم به درد یاهو بازهای عزیز می خوره

 

 این برنامه رو از اینجا  دانلود نمایید.

حجم برنامه 239KBمی باشد


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در شنبه 1387/03/04 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت


عاشق

برای کپی کردن اول با کلیک چپ همه حرو ف را تا اخر بکشید تا ابی رنگ شود بعداز صفحه کلیدctrlراباکلیدxهمزمان نگهدارید وبعد از صفحه کلید ctrlراباکلیدvهمزمان نگهدارید تا عملیات pasteانجام شود

ادرس لوگی وبلاگ پسر بارانی

سلام دوستان

ا

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

چقدر خواب ببینم که بعد ان همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شد ه ای

چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟

تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم

خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من این است

که اتفاق بیفتد حلال من شده ای

که اتفاق بیفتد کنارتان هستم

برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض وتبسم میان وحشت و عشق

تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست

عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای

میخواستی از تنهایی دورم کنی اما منو تنها گذاشتی رفتی

 پس اون همه وعده که دادی چی شد رفتی و وعدتو وفا نکردی

 گفتی خدا تورو به من رسونده رفتیو شرم از خدا نکردی....

برو ولی هر جا باشی هر جای این دنیا باشی

یه روزی پیدات میکنم نگاه تو چشمات میکنم

راز تورو پیش همه میگم و رسوات میکنم

با اون همه قولو قرارو پیمون که با من غم زده داشتی رفتی

میخواستی از تنهایی دورم کنی اما منو تنها گذاشتی رفتی....

برو ولی یادت باشه که با من از روز اول تو وفا نداشتی

 گفتی خدا گواه دوستت دارم تو گفتی اما به خدا نداشتی

اون روزا یادت نمیاد که گفتی اگر بری غم واسه من میمونه

یادت میاد گفته بودی به جز تو  راز تورو فقط خدا میدونه ....

 

     مرتضی
        

 می خواهم تو را در خواب ببینم            

                                 
بیشتر می خوابم تا
تو را

 

           بیشتر در خواب ببینم...           


  اگر بدانم مردگان
نیز خواب می بینند

 

                                                       

     .......می میرم.......


                                                    

   تا تو را همیشه در خواب ببینم 

 

  برای تو می نویسم برای نگاه زیبایت      

 برای شیرینی عشقی که در دلم هر لحظه بیشتر شعله می کشد

 

قلبم را از دورنگی های روزگار پاک نمودم تا عشق تو را در قلبم جاودانه کنم

 

شور زندگی و امید را با بودنت حس میکنم حس زیبای تو را داشتن بی هیچ

 ترسی از دوری بی هیچ ترسی از انتظار تلخ عشق 

 

 

      برای تو می نویسم    

 

  تویی که قلبم را بی هیچ بهانه از آن خود نمودی

                         برای تویی که دوستت دارم                        

 

                    

 

 

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود

در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود

ميشود حتي براي ديدن پروانه ها

شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود

دست در دست پرنده بال در بال نسيم

ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود

كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود

هرچه بود احساس بود

 

 

 

 

فقط می گويم بگذار دوستت داشته باشم.......

به تو نمي گويم عاشق باش و دوست داشته باش

به تو نمي گويم عشق را صميمانه بپذير و در آغوش بکش

به تو نمي گويم هر گاه به جاده زندگي رسيدي

راه پر سوز و گداز عشق را انتخاب کن ...

و به تو نمي گويم هرگاه غارتگر عشق ،

عشق را غارت کرد ، لبخند بزن

فقط به تو مي گويم در روياهايت دوستم داشته باش

و بگذار دوستت داشته باشم در واقعيت ها.......

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز گره خوردن دستهايمان را درهم حس مي كنم.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز مهتابي ترين شبهايم خاطرات با تو بودن است.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزالفباي زندگي ام راعشق تو در برگرفته است.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنــوز  زمزمه هاي عاشقانه ات درگوشم است.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزآسمان شبهايم ستاره باران نگاه توست.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز نمي توانم صبحم را بي يادت شب كنم.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزسكوت مرگبارم حكايت ازعشق تودارد.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزلبهایم به ازتوگفتن عادت كرده است.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزچشمانم انتظار آمدنت رامي كشد.

 

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزعشقت دروجودم زنده است. 

بگو اخه جرمم چیه

که باید اینجور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم

دربه در غزل فروش منم که گیتار می زنم

با هر نگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم

 

                روزها رفت و سالها گذشت         

 

اما باز هم رویای داشتن تو به حقیقت نپیوست!!!

بهار و تابستان از پی هم گذشتند و پاییز زرد فرارسید ولی باز هم از تو خبری نیامد!

نکنه در نقطه ای دور یاد مرا به فراموشی سپرده باشی

و یا شاید کسی اسم مرا از کوله بار گذشته ات ربوده

شاید هم دفتر خاطراتت آنقدر خاک گرفته که قادر به خواندنش نیستی؟

هنوز ردپای رفتنت تا دور دست ها پیداست.

کاش بودی و می دیدی که چگونه چشم دوخته ام به راهت تا برگردی

آنروز که رفتی به احترام غرورم گریه نکردم

تا تو جاری شدن اشک هایم را نبینی

اما امروز این غرور را می شکنم تا شاید دوباره برگردی...

                                                                

                                                      

اگه تا لحظـه مرگم داشـتنت نباشه قـسمت  

 

                                بی تو با رویای تو عاشق می مونم تا قـیامت

 

اگه با هـق هـق تلخم دل آسمون بگـیره

 

                                    اگه این قـلب صبورم از غـم عـشقـت بمیره

 

اگه باز آتیش عـشقـت زندگـیمو بسوزونه

 

                                    از تو جز یه خاطره حتی اگه چیزی نمونه

 

من بازم عـاشقـت هـستم گر چه بی صدا شکستم

 

                                      با همه حسرت عـشقـت این تویی که می پرستم.

تو بازم نیومدی نگا به ساعت می کنم

دارم این روزا به بد قولیات عادت می کنم

ساعتم جلوست باز کمی منتظر می شم

ساعتم درسته اما باز رعایت می کنم

رسم روزگار چقدر با من و آرزوم بده

 

روزی صد بار به خدا ازش شکایت می کنم

 

شب میرم به ماه میگم تو هستی دیگه در نیاد

 

اسمون فکر میکنه بهش محبت میکنم

 

فال حافظ می گیرم می دم کتابو بازکنن

 

بعدش از جانب چشمای تو نیت می کنم

 

حافظ هم خسته شده از دست دیوونگییام

 

شایدم فکر می کنه دارم لجاجت می کنم

 

تو منو دوست نداری تقصیر این دل منه

 

که بازم تو ارزوهام با تو صحبت می کنم

 

یادته قرار گذاشتی با منو نیومدی

 

بعد بهم گفتی اخه من مگه فرصت می کنم

 

همه گفتن به خدا بگو تلافی بکنه

 

از تو انتقام بگیرم؟ مگه جرات می کنم

 

تو نگات چیه ببین توی دلت کسه دیگه ست ؟

 

می شینم با این سوال ساده خلوت می کنم

 

تو اگه دیوونه و عاشق هرکسی باشی

 

من واسه بار هزارم تورو دعوت می کنم

 

تو اگه همین روزا باز بی خبر رفتی سفر

 

دعامو روونه ی دیار غربت می کنم

 

نکنه خستگی سفر بمونه رو تنت

 

بشنوم خسته شدی بدجوری وحشت می کنم

 

کاش من اون زمینی بودم که زیر پای توا...

 

به زمینم دیگه من دارم حسادت می کنم

 

وعدمون یه شب تو پاییز زیر بارون شدید

 

یا میمیرم یا تورو دوباره میبینم

 

             برای دریافت انواع کد جاوا روی ادامه مطالب کلیک کنید


ادامه مطالب

 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در چهارشنبه 1387/02/04 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت


امام رضا

  ثبت وبلاگ جديد |  راهنما |  اخبار سايت |  فهرست وبلاگها |  تبليغات در بلاگفا |  درباره بلاگفا | 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

وقتی از همه چیز و همه کس نا امید می شی

وقتی که از خدا روی برگردوندی...

وقتی گناهایی رو انجام دادی که خدا از تو  یکی انتظار نداشته

وقتی از تمام کرده هات پشیمون میشی

وقتی هیچ راه برگشتی نداری و تو خیال خودت میگی :

امام رضا هم دیگه تو رو آهوی خودش نمی دونه

دیگه حتی روت نمی شه رو به درگاه خدا بایستی و با هاش حرف بزنی

روت نمی شه به امام رضا بگی که خیلی دلت هواشو کرده

با تمام گناهایی که انجام دادی

با همه اصراری که به کار خودت داشتی

در اوج نا امیدی............................

یه هو می بینی یه کسی مثل خدا وجود داره

یه هو میبینی یه کسی مثل امام رضا بازم می خواد تو رو ببینه

و شاید  با همه کارها یی که کردی هنوز تو رو آهو ی خودش می دونه و دوست داره تو ببینه ..........................

هنوز نور هست ....

هنوز نگاه مهربان خدا بر کوچه الهه هست

امیدوارم این نور باشد تا................

بر عشق تو بر عشق همهء کودکی هایم گریستم...تویی که برای من از من گریختی...بر عشق آن کودکی گریستم که ندانسته به عروسک هایش عشق میورزید...به سوگ مرگ او نشتم و گریستم...به یاد همهء خاطرات زیبایی که هیچ وقت به وقوع نپیوست...

به یاد مرگ همهء دوست داشتن هایم...به یاد مرگ عروسک کودکی هایم...به خاطر مرگ عشق...به خاطر مرگ خودم گریستم!!

ویرایش مطلب

حالا  که نیستی با خیالت زندگی میکنم...با نوازش هایی که هیچ وقت نکردی...

با لبخندی که هیچ وقت نزدی...و....که هیچ گاه.......  .

حالا که نیستی با خاطراتی که هیچ گاه نداشتم زندگی میکنم....

من می مانم و حسرت با تو بودن...من می مانم و رویای با تو زیستن...من میمانم و یک عمر چراهای نپرسیده..........

من میمانم و دو گونهء همیشه خیس و خاطراتی که در خیالم اتفاق افتاده....

حالا که من نیستم...تو می مانی و شوق رهایی از من ..با خاطراتی از گونه های سرخ من.....به زندگیمان ادامه میدهیم بدون داشتن خاطره ای شیرین از هم.

و زمانی فرا خواهد رسید که فراموش میکنی..

روزی همهء زندگی من بودی.....

.... .واسه عشقم

بارون ...

میاره برام یادِ تو

گرمی ِ خاطراتِ تو

بارون ...

وای از این گذر دُرون

...

  صبر كن عشق زمین گیر شود _ بعد برو

 

                     یا دل از دیدن تو سیر شود ــ بعد برو

 

   ای پرنده به كجا؟! قدر دگرصبر بكن

 

                      آسمان پای پرت پیر شود – بعد برو

 

   باش با دست خود آیینه را پاك بكن

 

                      نكند آیینه دلگیر شود – بعد برو

 

   یك نفر حسرت لبخند تو را می بارد

 

                      خنده كن عشق نمك گیر شود – بعد برو

 

   خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد

 

                      باش خواب تو تعبیر شود – بعد برو

 

 

خداحافظ...همین حالا / همین حالا که من تنهام

همین حالا به شرطی که / بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ! کمی غمگین / به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که / منو از چشم تو می دید

***

اگه گفتم خداحافظ / نه این که رفتنت ساده است

نه این که می شه باور کرد / دوباره آخر جادست

خداحافظ واسه این که / نبندی دل به رویا ها

بدونی بی تو و باتو / همینه رسم این دنیا

 

 

قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای کنار من

شبای جمعه که میاد بیای سر مزار من

به زیر خاکم و هنوز نرفتی تو ز یاد من

غصه نخور

سیاه نپوش

گریه نکن

برای من

دیگه فقط آرزوممه بارون بباره روی تنم

روی سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم


 

نمي دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد شايد تا طلوع فردا  شايد تا آنسوي

شب مي دانم تا خواب شب پره ها راهي نيست مي دانم شب دوباره زنجره ها

خواهند خواند اما مي دانم که قلبم هميشه عاشق خواهد ماند مي دانم راهي براي

گريز نيست مي دانم قلبي که بخشيده شود بازگشتي دوباره برايش نيست اما  نمي

دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد پس هر شب تو را خواهم خواند شايد باد

صدايم را به گوش تو بسپارد نمي دانم ولي من هميشه به انتظار خواهم ماند شايد تا

ابد دوباره زمزمه هاي تو را بشنوم شايد تا ابد دوباره تو را ببينم شايد تا

ابد...............


 

خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت

خداحافظ طلوع من غروب من
خداحافظ تو ای محبوب خوب من

سلام تو طلوع پاک شبنم بود
غروب ظلمت تاریکی وغم بود

سلام تو شروع آشناییها
نوید مهربانی ها زمان همزبانی ها

دریغ از قطره های اشک سوزانم که از بیداد تو بر رخ چکیده
خزان زندگی آمد دل افسرده بعد از تو بهاری را ندیده


خداحافظ
خداحافظ



((برای دریافت انواع کد های جاوا اسکریت www.hamtaraneh.comپسر بارانیبرروی ادامه مطالب کلیک کنید))


ادامه مطالب

 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در چهارشنبه 1387/01/07 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


وقتی

خوش آمدی به وبلاگ 

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره.



وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی



وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه

 

قلبم

وقتی دلت خواست بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه س
اخته                        اگر کلید   قلبی را نداری..........قفلش نکن!                      

                                                 

اگر کسی را دوستش داری...........خردش نکن!

 

 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/12/26 ساعت 19:34 موضوع | لینک ثابت


عید نوروز را تبریک میگویم صد سال به این سالا امیدوارم که سالی خوبی رادرپیش رو داشته باشید

هر روزتان نوروز             نوروزتان پیروز 

                

                              

                 

                


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/12/26 ساعت 19:32 موضوع | لینک ثابت


باید فراموشت کنم

باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم
من میتوانم، میشود، آرام تلقین میکنم
سخت است امّا میشود در نقش یک عاقل روم
شب نه دعایت میکنم نه صبح نفرین میکنم
حالم..؟ نه اصلاً خوب نیست تا بعد بهتر میشود
فکری برای این دل تنهای غمگین میکنم
من میپذیرم رفته ای و برنمیگردی... همین!
خود را برای درک این صد بار تحسین میکنم
از جنب و جوش افتاده ام دیگر نمیگویم به خود
وقتی عروسی میکند آن میکنم، این میکنم
خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور
با لطف قرص قدّ نقل، یک خواب رنگین میکنم
این درد زرد بیکسی بر شانه جا خوش کرده است
از روی عادت، دوستی با بار سنگین میکنم
هرچه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی سرشار از آمین میکنم
نه اسب، نه باران،  نه مرد.. تنهایم و این دائمی ست
اسب حقیقت را خودم با این نشان زین میکنم
یا میبرم یا باز هم نقش شکستی تلخ را
در خاطرات سرخ خود با رنج آذین میکنم
حالا نه تو مال منی، نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست در عشق گلچین میکنم
کم کم ز یادم میروی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین میکنم...

من میتوانم میشود؟؟؟ امروز۱۳۸۶/۱۲/۲۳تولدمه

بیا شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی

happy birthday happy birthday


فکر کنم دیگه همه فهمیدین امروز تولد منه

مبارک باشه بفر مایین کیک بخورین

شام و نهار هم  داریم ببینین

چطوره؟ تولد مرتضی مبارک

اینه مفصل ترین تولد دنیا


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در پنجشنبه 1386/12/23 ساعت 21:8 موضوع | لینک ثابت


رفتی

 

رفتي و سالها خاطره را با خود بردي ...

ميدانم كه به سختي خود را تا اينجا كشاندي ... پس ...قدري مي ماندي و من را نيز ، شاد ميكردي ...!

ميداني چقدر بهت نياز دارم !؟

ميداني دوريت ، چقدر برايم سخت و تحمل ناپذير است !؟

ميداني همصحبتي با تو ، چقدر به من آرامش ميدهد !؟

نه ! نميداني ...!

چون اگر ميدانستي ، لختي درنگ ميكردي ؛

مي ايستادي و بهم نگاهي ميكردي و ميديدي كه چگونه در حال خشكيدنم ...و

روز به روز ، طراوتم را از دست ميدهم ؛

اما .....

رفته اي و ديگر ، برگشتي نيست

 

اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر

اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي

از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم اگر عشق بودم اهنگ دوست

داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه

عشق اما هر چه هستم دوستت دارم


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در دوشنبه 1386/12/20 ساعت 21:44 موضوع | لینک ثابت


هرگز

 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در دوشنبه 1386/12/20 ساعت 21:13 موضوع | لینک ثابت


عاشق

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو



 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در دوشنبه 1386/12/20 ساعت 21:11 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/12/19 ساعت 20:55 موضوع | لینک ثابت


ماه

وقتی ماه را در آسمان می بینم قلب کوچکم چه شاد می شود که چشمانم هنوز یارای دیدن نور را دارد.

میشود شروع کرد ، می شود از اول مشق عشق را نوشت و این بار در دفتر قلب تو، میدانم می گذاری بنویسم.

بارها زیر لب زمزمه کردم الهی و ربی من لی غیرک.... ولی این بار وجودم فریاد می زند الهی و ربی من لی

غیرک .... چرا که از آدمیان خسته ام خدایم .

به جرم عاشقی محکومت می کنند. خیال بافت می خوانند، رویایی ات تصور می کنند و هزار وصله دیگر به

مرام عاشقی ات می دوزند.

الهی ! در سکوت افتاده ای بیش نیستم، تو دلیل سکوتم را می دانی، و  این فرقه چه آسان سکوتم را هم محکوم

کردند .

الهی! می گذارم تا باز هم بگویند، چرا که تو را دارم و تو مرا بس.

الهی ! گفتی  خریدار دل شکسته ای، آوردمش ولی ارزان نمی فروشمش. میدانم بهتر از تو خریداری پیدا نمی

کنم میدانم با من راه می آیی.

الهی ! ببین در راه مانده ای هستم دلتنگ وصال، دلتنگ آغوش یار، دلتنگ شنیدن صدای قلب یار. الهی

دریاب !

الهی ! سادگی را به من ارزانی کن هرچند مجازاتم کنند، الهی! جنون عطا کن. جنون ، جنون ، جنون.

الهی ! کودکان چه معصوم می خندند ، کودکی عطا کن .

الهی ! خدایم! یاری ام ده که در مقابل این قوم هیچوقت سر تعظیم فرو نیاوردم چرا که سجده گاه من و تعظیم من

فقط و فقط برای توست.

الهی ! یاری ام ده مقاومت کنم و بر نامهربانان لبخند بزنم. الهی یا ربی دل بی کینه عطا کن، دل بی کینه عطا

کن خدایم .

الهی ! وقتی غنچه ای کوچک با نور خورشیدت شکوفا میشود وای به احوال من که با نور تو قلبم تاریک بماند

و به روشنایی سلام نکند .

خدایم ! حرف بسیار است در خلوتهایم برایت سخنها دارم ......

 

 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/12/19 ساعت 20:43 موضوع | لینک ثابت


شعری برای تو


من عاشقم عاشق گلهای اطلسی

قلبمن عاشقم که گمشده در دشت بی کسی

قلبمن عاشقم عاشق دریای بیکران

شاپرکمن عاشقم عاشق سیمای عاشقان

شاپرکمن عاشقم ز خسته دلان خسته تر منم

قلبمن عاشقم که درد و بلا مانده در تنم

قلبمن عاشقم به غم و غصه مبتلا شدم

شاپرک من عاشقم اسیر رخ دلربا شدم

شاپرکمن عاشقم ز جام غمش خورده ام بسی

 

شاپرکمن عاشقم عاشق شبهای بی کسیقلب



 

  اس ام اس عید ، اس ام اس نوروز 87 ، اس ام اس نوروز 1387 ، اس ام اس بهاری ، اس ام اس فصل بهار ، اس ام اس عید نوروز ، اس ام اس تبریک عید ، اس ام اس عید نوروز سال 1386 ، sms eyd , sms norooz , sms noroz , sms sal 1387 , sms 1387 , sms tabrik eyd , sms noruz 87 , sns noruz 1387 , sms eyd noruz , sms eyd noroz , sms eyd norooz 87 , sal 1387 , اس ام اس بهاری ، اس ام اس جدید عید نوروز ، اس ام اس نوروز


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در جمعه 1386/12/17 ساعت 8:36 موضوع | لینک ثابت


ته باغ

من ته باغ کسی را دیدم

که به دستش سبدی عاطفه داشت

داشت در پای چناری غمگین

تخم آواز قناری می کاشت

دیدم او را که در آن گوشه باغ

دست بر گردن گلها انداخت

سوز می آمد و او شالش را

روی یک پیچک تنها انداخت

برف ها را ز سر بید تکاند

دست یخ بسته او را ها کرد

زیر آن بید دو زانو زد و بعد

با یخ روی گلی دعوا کرد

دل او نیز ترک خورد و شکست

صورتش غم زده و در هم شد

وقتی از باغ جدا شد دیدم

صورتش خیس و دلش غمگین بود


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در شنبه 1386/12/11 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در شنبه 1386/12/11 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت


تورا به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارم ...

تو را به جای تمام سالهایی که نمی زیسته ام دوست می دارم ...

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم ...

               به خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود ،

و به خاطر اولین گناه ...

تورا به جای همه کسانی که دوست نداشتم دوست می دارم ...

             تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم ...

 

برای دریافت انواع نرم افزار روی ادامه مطالب کلیک کنید


ادامه مطالب

 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در شنبه 1386/12/11 ساعت 20:6 موضوع | لینک ثابت


بدرقه

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟

            « جایی که می ری مردمی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری !

             من همه جا باهاتم ، تو تنها نیستی ،

 تو کوله بارت عشق می زارم تا که بگذری ...

 قلب می زارم تا که جا بدی ... 

 اشک می زارم تا همراهیت کنه و  

                   مرگ می زارم تا بدونی بر می گردی پیش خودم !!! » 

 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در شنبه 1386/12/11 ساعت 20:2 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در چهارشنبه 1386/12/08 ساعت 19:42 موضوع | لینک ثابت



اگه من شاخه ي خشکم تو نفس سبزي برگي

اگه من شيشه ي ماتم تو تلنگر تگرگي

اگه من حسرت خاکم تو دعوت شرشر آبي

 

تو صدايي من سکوتم ٬ تو طلوعي من شب آلود

عشق تو يک سرنوشته بوي تو بوي بهشته

خدا اسمت رو تو قلبم با دوستت دارم نوشته

تو دليل لحظه هايي مقصد نوشته هايي

 اي تنت شعر نوازش ٬ تو پر فرشته هايي

 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در سه شنبه 1386/12/07 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت


دوستت ندارم

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو

بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو

تو بی وفا بودی ولی اون که برات میمرد منم

تا زنده ام دوست دارم اینه کلام آخرم

من که نتونستم تورو یه لحظه تنها بزارم

تو سردی خاطره ها بگم که دوست ندارم

دلم میخاد همین یه بار اشکام رو پنهون نکنم

باور کنی تورو میخوام غربتو زندونی کنم....

دوست ندارم (ازت.....)


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در جمعه 1386/11/26 ساعت 14:52 موضوع | لینک ثابت


ترنم

www.taranome-ashk.blogfa.com

تو رو اون لحظه که دیدم

به بهانه هام رسیدم

از تو تصویر کشیدم

که اونو هیچ جا ندیدم

تو رو از نگات شناختم

قصه از عشق ِ تو ساختم

تو رو از خودت گرفتم

با تو یک خاطره ساختم

www.taranome-ashk.blogfa.com

www.taranome-ashk.blogfa.com

www.taranome-ashk.blogfa.com

 

 www.taranome-ashk.blogfa.com

www.taranome-ashk.blogfa.com

 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در جمعه 1386/11/26 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت


عشق

بين روياي شبانه جستجويت ميكنم
نرگس عشق مني هر لحظه بويت ميكنم
برگ برگ خاطراتم را خزان برباد داد
اي گل ناز بهاري ارزويت ميكنم برای دریافت کد قالب روی ادامه مطالب کلیک کنید


ادامه مطالب

 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در سه شنبه 1386/11/16 ساعت 21:43 موضوع | لینک ثابت


Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Fast & Free Image Sharing  Free Image Hosting at allyoucanupload.com 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در دوشنبه 1386/11/15 ساعت 22:35 موضوع | لینک ثابت


نیلوفر

تو اي نيلوفر پيچده در تنهايي و غربت


شنيدم آن صداي نازنينت را


كه فريادش نهادي نام


شنيدم ضجه هاي پر طنينت را


كه پيوسته در گوشم


صدا مي كرد


مرا شرمنده در وجدان خاموشم


رها مي كرد


كوير خشك و بي تاب تنت را


باز خواهم كاشت


پر از عشق و پر از احساس


پر از نيلوفر زيبا


هم اكنون با تو خواهم بست پيماني


كه تا دنياست اين دنيا


دگر تركت نخواهم كرد


تو را مي خواهم اي


نيلوفر زيبا.


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در شنبه 1386/11/13 ساعت 22:12 موضوع | لینک ثابت


به چشمانت بیاموز که
هرکس ارزش دیدن ندارد

به دستانت بیاموز که
هر گلی ارزش چیدن ندارد

به قلبت بیاموز که
هر کس کنج آن جای ندارد


وبیاموز
آبی بودن عشق می خواهد


چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد


که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید



 


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/11/07 ساعت 22:10 موضوع | لینک ثابت


بهترینها

> هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن

> هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن

> هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن

> هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن

> هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی

> هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن

> هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/11/07 ساعت 22:10 موضوع | لینک ثابت


تنها

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
 من به هر سو می دوم گریان
 در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
 و خروش گریه ام ناشاد
از دورن خسته ی سوزان
 می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم
 همچنان می سوزد این آتش
 نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
 در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
 بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو می دوم ،
گریان ازین بیداد
 می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

 

 وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
 و آنچه دارد منظر و ایوان
 من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود
 تا سحرگاهان ، که می داند که بود من شود نابود
 خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای ، آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
 مهربان همسایگانم از پی امداد ؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
Fast & Free Image Sharing  می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد 
Fast & Free Image Sharing


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/11/07 ساعت 22:7 موضوع | لینک ثابت


پسرک تنها

 

يه پسرک تنها بودم كه عاشق سادگی بود

پاك و نجيب و بی ريا تو عالم بچگی بود

 

يه قلب صاف و ساده و يه عاشق بی ادعا

كه جز محبت نبوده هميشه كارش به خدا

 

تا اومدی سراغمو گفتی می خوامت نازنين

گفتم پرم شكسته و به فكر پروازم همين

 

گفتی كه من پرت می شم باهات از اينجا می پرم

هر چی تو می خوای همونه نازت رو جونم می خرم

 

اونقد تو گوشم خوندی كه  باورم شد دوسم داری

هر چی داری هر وقت بخوام به پای عشقت می ذاری

 

گفتم ازت فقط می خوام لالايی خوابت نكنه

تو گير و دار زندگی هيچی خرابت نكنه

 

اما نديدم كه تو هم تو بازی كيش و مات بودی

درگير حرف مردم و،  اسير روياهات بودی

 

من كی بودم مسافری كه خسته از زمونه بود

كاش می دونست كه عشق تو همش يه جور بهونه بود

 

بهونه بود برای يه تملك بی دردسر

گذشتن از مانعی كه ساده بودش ازش گذر

 

يه داغ زدی روی پرش تا كه اسيرت بمونه

تا كه بگي :  مال منه. كسی شكارش نكنه!

 

گفتی لابد خوب كسيو به دام حيلت كشيدی

بند تعلق  اونو،  به همه دنيا بريدی

 

كشونديمم تو يه قفس با يه خيال پست و خام

تا حد مرگ زجرم دادی هر روز و شب ای بی مرام

 

اما نفهميدی كه عشق خودخواه و مغرور نمی شه

به اشكای يار خودش عاشق هيچوقت كور نمی شه

 

من چی بودم فرشته ای كه خسته از زمين شده

تو چی بودی يه بولهوس كه فكر روياهاش بوده

 

ديگه چه فرقی می كنه تقصير تو بوده يا من

بذار ديگه تموم بشه اين بند نازك رو بكن

 

خسته شدم بذار برم ببين تمنا می كنم

تورو خدا تنهام بذار نگو مدارا می كنم

 

اينا همش دروغه و غرور علاقه نمی شه

بسه ديگه اين بازيا  برو برای هميشه

 

برو بذار دوباره من تنها باشم رواين  زمين

بدون كه بی تو هم می شه زندگی كرد فقط همين

 

 

مگه چيكار كردم باهات كه بی محلی می كنی

هر لحظه ای كنج  دلم يه غم تازه می نشونی

 

خدا بزرگه می دونم اينجور نمی مونه كارت

مثل دلت سياه می شه يه روزي هم روزگارت

 

من اون گل نشكفته ام كه فكر پرپر شدنم

هيچی نمی خوام من ازت سايتو بردار از سرم


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/11/07 ساعت 21:35 موضوع | لینک ثابت


دستان بی گناه

دستان بی گناه

چون دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند

 

اما کسی فکر نکرد که شاید من گلی کاشته باشم


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در سه شنبه 1386/11/02 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت


تنهایی

تنهایی

به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت… به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها

 

نيستم منو تنها گذاشت و رفت… به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت…

 

 ولي وقتي به تنهايي گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم موندو همدم و مونسم شد


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در سه شنبه 1386/11/02 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت


پاییز

... من:
پاييز را دوست دارم...
پاييز را دوست دارم، بخاطر غريب و بي صدا آمدنش
پاييز را دوست دارم، بخاطر رنگ زرد زيبا و ديوانه کننده اش
پاييز را دوست دارم، بخاطر خش خش گوش نواز برگ هايش
پاييز را دوست دارم، بخاطر صداي نم نم باران هاي عاشقانه اش
پاييز را دوست دارم، بخاطر رفتن و رفتن... و خيس شدن زير باران هاي پاييزي
پاييز را دوست دارم، بخاطر بوي مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
پاييز را دوست دارم، بخاطر غروب هاي نارنجي و دلگيرش
پاييز را دوست دارم، بخاطر شب هاي سرد و طولاني اش
پاييز را دوست دارم، بخاطر تنهايي و دلتنگي هاي پاييزي ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر پياده روي هاي شبانه ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر بغض هاي سنگين انتظار
پاييز را دوست دارم، بخاطر اشک هاي بي صدايم
پاييز را دوست دارم، بخاطر سالها خاطرات پاييزي ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر معصوميت کودکي ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر نشاط نوجواني ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر تنهايي جواني ام
پاييز را دوست دارم، بخاطر اولين نفس هايم
پاييز را دوست دارم، بخاطر اولين گريه هايم
پاييز را دوست دارم، بخاطر اولين خنده هايم
پاييز را دوست دارم، بخاطر دوباره متولد شدن
پاييز را دوست دارم، بخاطر رسيدن به نقطه شروع سفر
پاييز را دوست دارم، بخاطر يک سال دورتر شدن از آغاز راه
پاييز را دوست دارم، بخاطر يک سال نزديک تر شدن به پايان راه
پاييز را دوست دارم، بخاطر هديه زيبايي که به من داد
پاييز را دوست دارم، بخاطر هديه اي که به من اميد ماندن داد
پاييز را دوست دارم، بخاطر هديه اي که به من جرات عاشق شدن داد
پاييز را دوست دارم، بخاطر غريبانه و بي صدا رفتنش
پاييز را دوست دارم، بخاطر خود پاييز
و من عاشقانه پاييز را دوست دارم...


 

نوشته شده توسط مرتضی محسنی در یکشنبه 1386/10/30 ساعت 22:38 موضوع | لینک ثابت


آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :

RSS
morteza 20
RSS

WebDarWeb <
l
>
powered bypesarebarani2.blogfa.com online
Online Dating
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">


pesarebarani2



از دست تو نيست دل من از گريه پره مث تو طاقت نداره واسه تو هردم مي باره
تقديم به تو كه راز داري امين هستي وسنگ صبوري وفادار ، پناهگاه دلتنگي هام !در اين ديارنا مهربوني ها ، در اين ديار بي محبت ، چشيدن طعم محبت تو چه زيباست. در اين دياري كه در آن گل هاي صداقت پاكي واعتقاد پژمرده است ! در كدامين دل مي توان رنگ پاك صداقت ويكرنگي يافت !؟!! سوگند به قلب سرخت تو را يافتم وبا خطي قرمز بر تمامي دل ها كشيدم عاشقانه های من پیشکش تو ....................

report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting پسر بارانی انواع قالب نرم افزار کدهایه جاوا

>
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












فالنامه